ببخشيد که وقت تان را گرفتم
نمی خواستم زندگي ام را در قهوه تان حل کنيد
يا وقتی با همسران تان به خواب می رويد
احساس نسبيت خوش بختی تان به صفر نزديک شود
ببخشيد نمی خواستم وقت تان را بگيرم
اما حماقت کردم و گرفتم...می گويند تا به حال زهره را با سياره ای ديگر اشتباه می گرفته ايم
می گويند زمين کلی دايره دارد
از هر کجا شروع کنی آخر خط فرقی نمي کند
دور زدن ممنوع تا وقتی من بيايم و همه چيز را خط خطي کنم
ببخشيد
نمی دانستم شما با دوست داشتن تان چه کار می کنيد
شام می خوريد
يا هم ديگر را به قهوه دعوت مي کنيد
من بچه که بودم با دوست داشتنم
بستنی می خريدم
حالا بفرماييد قهوه تان را کوفت کنيد
******
پی نوشت:
بعضی از آدما لیاقتشون همینه که همسراشون بهشون خیانت کنن این زن دیوانه هم از اون دستها بود
تا بعد یا حق
لينك ثابت
نوشته شده در پنجشنبه 23 آبان1387ساعت 20:26 توسط دنیا
|