وقتی دلم ساکته ! چی بگم؟!
تب دارم خیلی زیاد
در حد یک شب تلخ و شیرین...
کمی گیج-کمی حواس پرتم...اما هستم. و هنوز هم با سرعت میروم و می آیم
فرار از دست این حافظه ی به درد نخور...
و گریز با دوستان دوران مدرسه
چسبید...
اما ماشین هم داغون شد یخ بود و من با سرعت رفتم...
هنوز هم نا آرومم.........
اضافه تر:
چرا همه ی دنیا و آدماش دارند دور سر من میچرخند ۸ ساعت خواب بودم از صبح-تب و لرز امانم رو بریده.../.دانشگاه و آرایشگاه پر با این روال حتی فکر نکنم به شنبه برسم...
اگه نیومدم ببخشین...یا حق