تبليغاتX
دیوانه فراری -
دلتنگی....
انقدر به این صفحه ی سفید مدیریت تازگی ها نگاه میکنم که خسته کننده شده برام...

وقتی دلم ساکته ! چی بگم؟!

تب دارم خیلی زیاد

در حد یک شب تلخ و شیرین...

کمی گیج-کمی حواس پرتم...اما هستم. و هنوز هم با سرعت میروم و می آیم

فرار از دست این حافظه ی به درد نخور...

و گریز با دوستان دوران مدرسه

چسبید...

اما ماشین هم داغون شد یخ بود و من با سرعت رفتم...

هنوز هم نا آرومم.........

اضافه تر:

چرا همه ی دنیا و آدماش دارند دور سر من میچرخند ۸ ساعت خواب بودم از صبح-تب و لرز امانم رو بریده.../.دانشگاه و آرایشگاه پر با این روال حتی فکر نکنم به شنبه برسم...

اگه نیومدم ببخشین...یا حق

 

لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه 29 آبان1387ساعت 19:56 توسط دنیا |